تبليغاتX
مرکز آموزش عالی علمی ـ کاربردی تهران 2
نوروز: 

سرآغاز بهار، شروع تحول طبيعت، فصل شكفتن غنچه ها و جوشش چشمه ها، هنگامه نغمه خواني بلبلان در بوستان و زمزمه دلنشين آب در جويباران را "عيد" خود برگزيده است تا:
همنوايي با طبيعت، عشق به زيبايي ها، ضرورت توجه به تحول و كمال در حين تكرار را ارج نهد.

سال نو مبارک!

انجمن دانش آموختگان مرکز



+ نوشته شده توسط زینب جوانمردی در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت 20:14 |

 13)  به اشتباهات گذشته فکر مکن، اما از آن ها درس بگیر. شاد و بشاش باش و به دیگران لبخند بزن. آن قدر بزرگ باش که نگران نشوی، آن قدر نجیب و موقر باش که خشمگین نشوی و آن قدر شاد باش که اجازه ندهی مشکلی بروز کند.

14)  هر چي مهربونتر باشي بيشتر بهت ظلم ميکنن ، هر چي صادق تر باشي بيشتر بهت دروغ ميگن ،  هر چي دلسوزتر باشي بيشتر سرت کلاه ميذارن ، هر چي قلبتو آسونتر در اختيار بذاري راحت تر لهش ميکنن ،  هر چي آرومتر باشي فکر ميکنن آدم ضعيفي هستي ،  هر چي بيشتر به فکر ديگران باشي بيشتر حقتو ميخورن ،  هر چي خودتو خاکي تر نشون بدي واست کمتر ارزش قائلن

۱۵)  زندگی آن چیزیست که برای تو اتفاق می افتد، در حالی که تو در پی برنامه ریزی چیز دیگری هستی (نیچه)

16) بهترين دوست اون دوستي كه بتوني باهاش روي يك سكو ساكت بنشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي حس كني بهترين گفتگوي عمرت رو داشتي

17)  هميشه به کسي فکر کن که تو را دوست داشته باشه. نه به آن کسي که تو او را دوست داشته باشي

۱۸) برای کشف اقیانوس های جدید باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشید، این جهان، جهان تغییر است نه تقدیر. "تولستوی"



+ نوشته شده توسط زینب جوانمردی در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 12:33 |

 

۷)  گر از خدا بخواهی هیچ چیز آنقدر غیر ممکن نیست که برآوده نشود.

8)  هرگز به خود مغرور نشو برگ ها زمانی می ریزند که فکر میکنند طلا شدند.

9)  داشته هایت را دورت نچین دیوار مکن زیر پایت بگذار و پلکان کن.

10)  تولد و مرگ اجتناب ناپذیرند ، فاصله این دو را زندگی کنیم.

11)  عبادت بعضی از ما مانند شیطنت بچه هایی است كه در می زنند و فرار می كنند.

12)  ما اغلب از فرداها قرض می گیریم تا وام خویش را به دیروز ها بپردازیم.


+ نوشته شده توسط زینب جوانمردی در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 13:38 |

 

 

1)  ملاصدرا می گوید: خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود

2)  هر آنكه در نزد تو عزیرتر است بر پریشان كردن روزگار تو توانایی بیشتری دارد

3)  فكر نو بسیار ظریف و حساس است ،با یك ریشخند كوچك می میرد و كنایه ای كوچك آن را بسختی مجروح می كند

4)  هر گز عشق را گدایی نکن ، چون هیچ وقت چیز با ارزشی به گدا نمی دهند

5)  بدبختی بزرگیست که دیگری را به رغم اینکه دیگر دوستمان ندارد..همچنان دوست داشته باشیم!

6)  گاهی وقتها چقدر ساده عروسک میشویم !! نه لبخند میزنیم ، نه شکایت میکنیم ؛ فقط احمقانه سکوت میکنیم !!


+ نوشته شده توسط زینب جوانمردی در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 11:36 |

   گرد هم مي آييم تا به ثمر نشستن گل معرفت را در غنچه هاي بوستان علم و دانش به نظاره بنشينيم و يكصدا فرياد برآوريم :
طراوت و شادابي شان ، مرهون عطر افشاني و حضوري فعال در باغ هستي است.


وعده دیدار ما : سالن آمفی تئاتر جهاد دانشگاهی صنعتی شریف

تاریخ : پنجشنبه - ۲۹/۰۹/۱۳۸۶

جهت ثبت نام به اتاق انجمن مراجعه فرمایید.

تاریخ ثبت نام : ۰۱/۰۸/۱۳۸۶ - ۱۵/۰۸/۱۳۸۶  

انجمن دانش آموختگان مرکز



+ نوشته شده توسط زهره قبادی در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 9:39 |

 

در مبعث عشق نور احمد سر زد

آیینه ذات حی سرمد سر زد

از مشرق وحی در دل غار حرا

خورشید رسالت محمد(ص) سر زد

 

عید بزرگ مبعث بر همه مسلمانان جهان تبریک و تهنیت باد.



+ نوشته شده توسط زینب جوانمردی در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 13:34 |

1.       يگانه تسكين دهنده آرزوهاي طلايي دو چيز است: صبر داشتن و اميدوار بودن!!!

2.       آیات الهی برای کسی تجلی می یابند که شهامت تشخیص آن ها را داشته باشد.

3.       گره های عشق رابطه ای نیرومند تر از آنی که گمان می کنیم خلق می کنند.

4.       واژه های مثبت را در فضا نگه داریم. آنها به رشد ما در هر مشکلی کمک می کنند.

5.       آن جا که امکان نفرت هست امکان عشق هم هست فقط کافی است از میان این دو یکی را انتخاب کنیم.

6.       انسان می تواند آینده خودش را از پیش بسازد، مشروط بر اینکه تصمیم به ادامه راهش بگیرد. برای این، نیازمند آن است که از گذشته رها شود و از میان راههایی که به او ارائه می شود، بهترین را بر گزیند.



+ نوشته شده توسط زینب جوانمردی در دوشنبه هفتم خرداد 1386 و ساعت 11:5 |
 

·         خود را به خاطر اشتباهاتی که تا امروز انجام داده اید، ببخشید. آنها را چون نکته هایی آموزشی در نظر بگیرید که سبب رشد و تعالی شما می شوند. خود را از هر گونه خشونت رها کنید و به خودتان تهمت نزنید. تصمیم بگیرید آزاد و رها باشید.

·         این حقیقت باستانی را بنویسید و در طول روز آن را تکرار کنید: " وقتی شادی را برای خودتان تقاضا می کنید همیشه از شما می گریزد. وقتی شادی را برای دیگران تقاضا می کنید خودتان آن را خواهید یافت."

·         سعی کنید همه دشمنان را از افکار خود بیرون کنید. همان هوش جهانی که در وجود شما جریان دارد در وجود انسانهای دیگر نیز در جریان است. وقتی آگاهید که با همه انسانها پیوند خورده اید نمی توانید مفهوم ضربه زدن و آسیب رساندن به دیگران را درک کنید و احساس نفرت را کنار می گذارید.

·         گفته های دیگران را مبنی بر اینکه کاری غیر ممکن یا غیر واقعی است، کنار بگذارید. به خود آزادی و اختیار بدهید تا با خداوند درباره آنچه که ممکن است؛ قراردادی دوباره امضا کنید. همه تردیدهای خود را درباره معجزه ها و انسانهای معجزه گر بررسی کنید و این شک و تردید ها را با ویژگی پذیرش جایگزین کنید.

 



+ نوشته شده توسط زینب جوانمردی در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 12:9 |

 

مردی زیر رگبار در روستای کوچکی راه می رفت که دید خانه ای در آتش می سوزد. وقتی به آن نزدیک شد، مردی را دید که در محاصره شعله ها، در وسط اتاق نشیمن نشسته بود.

رهگذر فریاد زد: هی، خانه ات آتش گرفته!

مرد پاسخ داد: می دانم.

-          خوب، پس چرا بیرون بیرون نمی آیی؟

مرد پاسخ داد: پون باران می آید. مادرم همیشه می گفت اگر در باران بیرون بروم، ممکن است سرما بخورم.

نظر زائوچی در باره این حکایت چنین است: "انسانی خردمند است که وقتی می بیند مجبور است موقعیتی را ترک کند، این کار را انجام دهد."

«مکتوب از پائولو کوئیلو»



+ نوشته شده توسط زینب جوانمردی در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 و ساعت 1:36 |

v           در دل هر چيز هوشي نامرئي وجود دارد. شما مي توانيد با آن ارتباط برقرار سازيد و زندگي سرشار از سعادتي را براي خود بيافرينيد.

v            به جاي توجه به دنياي مادي و هر چه در آن است، بايد به آنچه هستيد و دليل حضورتان در اين جهان توجه كنيد. سفر مقدس شما به اين منظور رقم زده شده است.

v            آگاه باشيد كه در جهان هوشمند ما هيچ رويدادي تصادفي به وقوع نمي پيوندد. هر چيزي كه در مسير زندگي سر راه شما قرار مي گيرد، نكته اي براي آموختن است. به هر كس و هر چيزي كه در مسير زندگي با آن برخورد مي كنيد، ارج نهيد.

v            انرژي دروني خود را از زيبايي هايي كه شما را احاطه كرده، جذب كنيد. وقتي چنين كاري را انجام مي دهيد اين پذيرش انرژي؛ تبديل به منبع نيرومندي در زندگي شما مي شود.

v            سرشار از آرامش باشيد، سكوت را حس كنيد، به مراقبه بپردازيد و به معناي واقعي به خداوند گوش بسپاريد. در اين صورت راه حل همه مشكلات، از جمله مشكلات مربوط به روابط، امور مالي، سلامتي و يا خويشتن بيني را در وجود خود خواهيد يافت.

«دکتر وین دایر» 



+ نوشته شده توسط زینب جوانمردی در دوشنبه ششم فروردین 1386 و ساعت 16:34 |
 

 سایه حق‌‌- سلام عشق- سعادت روح- سلامت تن- سرمستی بهار- سکوت دعا و سرور جاودانگی هفت سین زندگیتان باد.

با آرزوی سالی پر برکت برای همگی شما دوستان 

 انجمن دانش آموختگان مرکز



+ نوشته شده توسط زینب جوانمردی در شنبه چهارم فروردین 1386 و ساعت 22:55 |

کراسوس، پادشاه لیدیه، تصمیم داشت به ایران حمله کند، اما به هر حال می خواست با یک سروش یونانی هم مشورت کند.

سروش گفت: در سرنوشت توست که یک امپراتوری عظیم را نابود می کنی.

کراسوس با خوشحالی اعلام جنگ کرد. پس از دو روز نبرد، ایرانی ها لیدیه را شکست دادند، پایتخت را اشغال کردند و کراسوس را اسیر گرفتند. کراسوس، بر افروخته، پیکی به یونان فرستاد تا به سروش بگوید که چقدر در اشتباه بوده.

سروش پاسخ داد: نه، شما در اشتباه بودید. شما یک امپراتوری عظیم را نابود کردید: لیدیه را.

استاد می گوید: زبان نشانه ها پیش روی ماست، تا بهترین شیوه عمل را به ما بیاموزد. اما ما اغلب این نشانه ها را چنان مخدوش می کنیم که با تمایل شخصی ما «تطبیق» کنند.

«مکتوب از پائولو کوئیلو»



+ نوشته شده توسط زینب جوانمردی در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 و ساعت 14:22 |

مرد جواني كه مي خواست راه روحاني را طي كند، به سراغ كشيشي در صومعه اسكتا رفت.

كشيش گفت: تا يك سال به هر كس كه به تو حمله مي كند، پولي بده.

تا دوازده ماه هر كس به جوان حمله مي كرد، جوان پولي به او مي داد. آخر سال، باز به سراغ كشيش رفت تا گام بعد را بياموزد.

كشيش گفت: به شهر برو و بريم غذا بخر.

همين كه مرد رفت، پدر خود را به لباس يك گدا در آورد و از راه ميان بر به كنار دروازه شهر رفت. وقتي مرد جوان رسيد، پدر شروع كرد به توهين كردن به او. جوان به گدا گفت: عالي است! يك سال تمام مجبور بودم به هر كس كه به من توهين كرد پول بدهم. اما حالا مي توانم مجاني فحش بشنوم،‌بدون آنكه يك پشيز خرج كنم.

پدر روحاني وقتي صحبت جوان را شنيد، رو نشان داد و گفت: براي گام بعدي آماده اي، چون ياد گرفته اي به روي مشكلاتت بخندي!



+ نوشته شده توسط زینب جوانمردی در سه شنبه یکم اسفند 1385 و ساعت 12:14 |

 

  1. آناني كه به راه نويني گام مي گذارند و مي خواهند اندكي از زندگي پيشين خود را نگه دارند، سرانجام مجروح گذشته خود خواهند شد.
  2. مردن، براي ابد در يك وضعيت ماندن است. اگر زياد آرام باشي، زنده نيستي.
  3. گاهي خداوند بركتي را پس مي گيرد تا در درك آن به شخص كمك كند. خداوند مي داند يك روح را تا چه سطحي بيازمايد... و هرگز از آن سطح فراتر نمي رود.
  4. فقط شهامت پيمودن راه مي تواند راه را وادار كند كه آشكار بشود.
  5. ترس نشان ترسو بودن نيست. ترس مي گذارد در برابر موقعيت هاي زندگي، شجاع و متين باشيم.


+ نوشته شده توسط زینب جوانمردی در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 و ساعت 22:10 |